سفر تابستانی ما سیزده شهریور شروع شد به قول پسرک با النودی که صبحش پلاک زدیم.به سمت شمال.شب خانه ی معلم قزوین موندیم کنار دانشگاه فرهنگیان وبیاد مریم خسروی...فردا به سمت رشت.جاده ی زیبا توقف های متعدد وشادی پسرک...حدودا ساعت دو به انزلی رسیدیم.یک ویلا نزدیک دریا اجاره کردیم وپسرک تا فردا صبح عین مرغابی همش به اب می پرید.موتورسواری می کرد وزیر ماسه ها می خوابید.هربار موتورسواری ربع ساعته بیست تومن...ولی چنان التماس می کرد که همسرجان به من می گفت دلت میادنره؟؟خلاصه حسابی کیفور شد.فردا صبح به سمت استارا رفتیم صبحانه حلیم در داخل جنگل خوردیم وکلی از سیطنت های پدرک وپسرک وعبارت ریخت ریخت معروف من خندیدیم.حدودا ساعت سه استارا بودیم.چقدر دردناک بود دیدن ساحل دریای شمال بااون همه اشغال وکثیفی دست بشر...حیف این همه زیبایی....پسرک مرغابی من بازهم تاشب تو دریا شنا کرد.همسرجان یک مقدار خرید کرد از بازارچه ولی واقعا من حس کردم جنس های خوبی نداره.فردای اون روز به سمت اردبیل از حیران واقعا زیبا گذشتیم.وقتی از تونل رد شدیم همسرجان میگفت اگر میدونستم مسیر اینقدر زود تموم میشه تا شب تو گردنه میموندیم.توگردنه پسرک تمشک فروشی که سراغ جاهای دیدنی اردبیل رو ازش گرفتیم گفت:پسرتون رو ببرید شورابیل حتما عاشق میشه.با اون لهجه ی زیبایی ترکی.عصر پسرک شورابیل رفت وواقعا عاشق شد...
فردا ارامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی رو دیدیم وپیش به سوی سرعین.تا ساعت دو هم سرعین بودیم وحدودا ساعت هفت به تبریز زیبا رسیدیم.شب دیدن بازار تبریز زیر باران شدید.فردا کندوان که شصت کیلومتری تبریز بود.عصر دیدن موزه مشروطه وال گلی و...به قول پسرک مردم با معرفت تبریز.
تبریز برای من همیشه یک شهر بود تو نقشه اون گوشه ی شمال غرب اما الان واقعا جایگاه پررنگی در نقشه ی ذهنی خانواده ی ما داره.زیبا وباوقار ومردمی...
دوشب اقامت در تبریز وبرگشت به وطنبا توقف یک شب در همدان...
دست همسر جان درد نکنه با همراهیش ومهربانیش که عشق سفر رو در دل پسرک دو صد چندان کرد.
وبیست ودوم در وطن بودیم.
انشاله سی ام هم عازم عروسی برادرزادم امین در اصفهان هستیمبعد دوباره شروع کار ودرس و....
ومهمتراینکه منم امسال قراره درس بخونم.موندم بااین پسر وابسته چه کنم؟
برچسب: سفر سفر,سفر سفر نوال,سفر سفر نوال الكويتية,سفر سفر معين بسيسو,سفر سفر تعبت من السفر,سفر سفر معن برغوث,سفر سفر ياناس,سفر سفر كلمات,قصيدة سفر سفر,رویال سفر سفر ایرانیان,
نویسنده: مینا توکلی
تاريخ: شنبه
27 شهريور
1395 ساعت: 8:20