
سفر تابستانی ما سیزده شهریور شروع شد به قول پسرک با النودی که صبحش پلاک زدیم.به سمت شمال.شب خانه ی معلم قزوین موندیم کنار دانشگاه فرهنگیان وبیاد مریم خسروی...فردا به سمت رشت.جاده ی زیبا توقف های متعدد وشادی پسرک...حدودا ساعت دو به انزلی رسیدیم.یک ویلا نزدیک دریا اجاره کردیم وپسرک تا فردا صبح عین مرغابی همش به اب می پرید.موتورسواری می کرد وزیر ماسه ها می خوابید.هربار موتورسواری ربع ساعته بیست تومن...ولی چنان التماس می کرد که همسرجان به من می گفت دلت میادنره؟؟خلاصه حسابی کیفور شد.فردا صبح به سمت استارا رفتیم صبحانه حلیم در داخل جنگل خوردیم وکلی از سیطنت...
ادامه مطلب