
پسرک هرشب با پدرش میره مسجد...دیشب دستهاش درد میکرد از بس سینه زده بود...گفتم:یواش تر چه خبره؟گفت:از عشق امام حسینه...دست خودم نیست...حسین پناهت نازنینم امروز هم علمدار هيئت روستاي پدرشه...سه ساله با عشق پرچم میخره وعاشورا وتاسوعا دل به دریای عشق حسین میده وجلوداره...ارزومه مسیرش حسینی باشه انشاالله...
ادامه مطلب